تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


قالیشویی حکیم اوغلو  

با سلام خدمت بازدید کنندگان گرامی
کارخانه قالیشویی حکیم اوغلو
سرویس دهی در مناطق 
(نیاوران،کاشانک،اجوادانیه،مینی سیتی،اقدسیه، ازگل،شهرک محلاتی،وشهرک قائم
سه را یاسر، دزاشیب،قیطریه،دربند، شریعتی،میدان قدس، تجریش،ولیعصر،زعفرانیه
والنجک،مقدس اردبیلی، اصف،پارک وی ،محمودیه)
 
(جردن، ونک، میرداماد،ارژانتین، ملاصدرا،شیرازجنوبی، قائم مقام،عباس اباد،تخت طاووس
معلم، یوسف اباد ،جهان ارا،کردستان ،خ بهارشیراز،سیدخندان، دبستان،جلفا،خوا

ادامه مطلب  

قالیشویی حکیم اوغلو  

با سلام خدمت بازدید کنندگان گرامی
کارخانه قالیشویی حکیم اوغلو
سرویس دهی در مناطق 
(نیاوران،کاشانک،اجوادانیه،مینی سیتی،اقدسیه، ازگل،شهرک محلاتی،وشهرک قائم
سه را یاسر، دزاشیب،قیطریه،دربند، شریعتی،میدان قدس، تجریش،ولیعصر،زعفرانیه
والنجک،مقدس اردبیلی، اصف،پارک وی ،محمودیه)
 
(جردن، ونک، میرداماد،ارژانتین، ملاصدرا،شیرازجنوبی، قائم مقام،عباس اباد،تخت طاووس
معلم، یوسف اباد ،جهان ارا،کردستان ،خ بهارشیراز،سیدخندان، دبستان،جلفا،خوا

ادامه مطلب  

 

حتی یک درصد هم اهمیت نداشت که یک شورت گل گلیه رنگ و رو رفته ی بی روح را پوشیدم. من بارها براش چیزهای خوب پوشیده بودم. سِت شده. غیرست شده. انواع و اقسامِ مختلفی را. بعدازاین همه سال حالا فهمیدم که اصلن حتی اهمیتی نداشته. چون که این عادم کور است. و من چقدر دیرفهمیدم که برای عادمِ کور نباید توی دغدغه ی من چی بپوشم باشم. پس شورتِ گل گلیه رنگ و رو رفته ام را که مادرم برام خریده بود را پوشیدم و جلوی او باهاش راه رفتم و جلوی او بلند شدم و یخچال را باز کردم

ادامه مطلب  

 

حتی یک درصد هم اهمیت نداشت که یک شورت گل گلیه رنگ و رو رفته ی بی روح را پوشیدم. من بارها براش چیزهای خوب پوشیده بودم. سِت شده. غیرست شده. انواع و اقسامِ مختلفی را. بعدازاین همه سال حالا فهمیدم که اصلن حتی اهمیتی نداشته. چون که این عادم کور است. و من چقدر دیرفهمیدم که برای عادمِ کور نباید توی دغدغه ی من چی بپوشم باشم. پس شورتِ گل گلیه رنگ و رو رفته ام را که مادرم برام خریده بود را پوشیدم و جلوی او باهاش راه رفتم و جلوی او بلند شدم و یخچال را باز کردم

ادامه مطلب  

سخت نگیر  

در راستای اون تصمیمی بزرگی که تو پستای اول حرفشو زدم؛میخوام با کارای کوچیک شروعش کنم.الان دو روزیه که شروع کردم یه تغییر کوچیک بکنم.
البته شاید تغییرش کوچیک باشه ولی تا حدودی برای من سخته.ولی حتما از پسش برمیام.
باخودم قرار گذاشتم که اینقدر کارا رو برای خودم سخت نکنمو مثه یه غول بهش نگاه نکنم.کلا دوست دارم همه چیز در بهترین حالت خودش باشه و این موضوع همیشه ی عالمه مشکل ایجاد میکنه.و واقعا برای رسوندن همه چیز به بهترین حالتش خودمو کلی اذیت میک

ادامه مطلب  

سخت نگیر  

در راستای اون تصمیمی بزرگی که تو پستای اول حرفشو زدم؛میخوام با کارای کوچیک شروعش کنم.الان دو روزیه که شروع کردم یه تغییر کوچیک بکنم.
البته شاید تغییرش کوچیک باشه ولی تا حدودی برای من سخته.ولی حتما از پسش برمیام.
باخودم قرار گذاشتم که اینقدر کارا رو برای خودم سخت نکنمو مثه یه غول بهش نگاه نکنم.کلا دوست دارم همه چیز در بهترین حالت خودش باشه و این موضوع همیشه ی عالمه مشکل ایجاد میکنه.و واقعا برای رسوندن همه چیز به بهترین حالتش خودمو کلی اذیت میک

ادامه مطلب  

کتاب مجموعه داستان "زیر پل سوخته کابل" به نوشته سید محمود حسینی منتشر شد  

 
سید محمود حسینی متولد سال 1360 نویسنده کتاب مجموعه داستان " زیر پل سوخته کابل"  یکی از نویسندگان جوان و موفق افغانستانی مهاجر در ایران است که داستان نویسی را از سال  ۱۳۸۷ در کارگاه داستان نویسی استاد محمدجواد جزینی شروع کرده است.
وی مدیر مؤسسه فرهنگی تسنیم، عضو مؤسس جشنواره داستان «جایزه ادبی هزار و یک شب»، دبیر اجرایی پنج دوره جشنواره داستان «جایزه ادبی هزار و یک شب» از سال ۹۱ تاکنون، مدیربرگزاری جلسات متعدد نقد و رونمایی کتاب و محافل گرا

ادامه مطلب  

هزار و يك شب، و مرگ  

 
‎ارهان پاموک تجربه اش از خواندن هزارو یکشب را چنین بیان می کند :
در دومین باری که هزارویکشب را خواندم کتاب اذیتم کرد و عصبی ام کرد‎حالا پس از سی سال به گمانم می دانم چی بود که این همه آزارم می داد: در اغلب این حکایت ها، مردها و زن ها درگیر جنگی پایان ناپذیر برای فریب یکدیگر هستند. بازی ها، حقه ها خیانت ها، فتنه های بی پایان انها مرا عصبانی می کرد. در دنیای هزارو یک شب هیچ زنی قابل اطمینان نیست. یک کلمه از حرف زن ها را نمی شود باور کرد؛ هیچ کار

ادامه مطلب  

هزار و يك شب، و مرگ  

 
‎ارهان پاموک تجربه اش از خواندن هزارو یکشب را چنین بیان می کند :
در دومین باری که هزارویکشب را خواندم کتاب اذیتم کرد و عصبی ام کرد‎حالا پس از سی سال به گمانم می دانم چی بود که این همه آزارم می داد: در اغلب این حکایت ها، مردها و زن ها درگیر جنگی پایان ناپذیر برای فریب یکدیگر هستند. بازی ها، حقه ها خیانت ها، فتنه های بی پایان انها مرا عصبانی می کرد. در دنیای هزارو یک شب هیچ زنی قابل اطمینان نیست. یک کلمه از حرف زن ها را نمی شود باور کرد؛ هیچ کار

ادامه مطلب  

سختی‌ها و حماقت‌ها  

اول دوست دارم درباره سختی‌ها حرف بزنم.
سخت ترین بازی هایی كه كرده‌ام دو تا بوده اند. اولی اسمش رونالدو وی-فوتبال هست. دومی زندگی.
هر دو خیلی من را كلافه كرده اند. رونالد وی-فوتبال یك درجه‌ی سختی داشت كه جوری طراحی شده بود كه بازیكن حتماً از كامپیوتر ببازد. بازی دو نفره بود. من و امین از کامپیوتر می‌‌‌‌‌باختیم و من امین را سرزنش می‌کردم که به خوبی من بازی نمی‌کرد.
سخت ترین بخش زندگی به نظرم تا اینجا این بوده كه تا وقتی خودت را قبول نداشته ب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1